جوجه مردای من

.... 15 سال پیش یه جوجه گذاشتن کف دستم که وزنش 3 کیلو هم نبود ، قدش از نوک انگشتام تا آرنجبم بود .... یاد قصه تام انگشتی افتادم ... چه زود قد میکشن و تنهایی میرن سفرو ... باورش سخته این مردک که قدش از من بلند تره و سیبیلاشو با تیغ میزنه همون جوجه نیم وجبی است ، امشب با دوستاش رفت مشهد... خیلی زود مرد شدن خیلی ... امشب دلم یه جوریه نگرفته ها نمیدونم حسی شبیه همون دو سال پیش که پسر بزرگم و راهی کردم بره تنها زندگی کنه فقط 17 سالش بود ... بزرگ شدن اما من پیر نشدم ... میگم خیلی خوش به حالتونه ها یه مامان جوون دارینا ... حس لذت بخشی وقتی وسط وایمیسم .... با همه این حرفا مامانی که دختر نداره مثل دختریه که عروسک نداره ... عاشقشونم عاشق جفتشون ... تمام هستی و کائنات رو سپاس ... خدای من سپاس و شکر و یک سبد عشق و بوسه برای این پسرایی که به من دادی .

/ 10 نظر / 50 بازدید
saman

[گل]دلتنگی چه حس بدی است . . . تنهایی چه حس بدی است کاش . . . پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی می بارید کاش نگاهم شرار نور میشد آشتی میدادش و دوست داشتن چه کلام کاملی است و من... چقدر دلم تنگ دوست داشتن است! [گل]

نیلوفر

سلام.... ساعت 12.16 شبه خیلی اتفاقی اومدم اینجا خیلی خستم ولی یه جورایی جذب شدم سعی کردم یه جورایی سر در بیارم یه کم بین ماه ها گشتم نوشته هاتون فوق العادست مخصوصا چند تیکه ای ها بازم دوست داشتم اینجا نیچرخیدم ولی صبح باید برم سر کار فوق العاده ای خانوم خوش به حال جوجوهات [گل][گل] میرم بخوابم شب به خیر[خمیازه]

دوست قدیمی قدیمی

چطوری پسرت رو تنها فرستادی بره؟ همسرت چی؟زدی تو کار تور دوست قدیمی من .هنوز نفهمیدم چرا یکباره از من بریدی.چقدر فرق کردی

دوست قدیمی قدیمی

یادم رفت عادت به جواب دادن نداری

دوست قدیمی قدیمی

ولی کنجکاوم دیگه از نوروز89چه اتفاقی برات افتاده

دوست قدیمی قدیمی

نگو دقیقا چون بازم به سوالم جواب ندادی البته شاید خصوصی باشه بهت حق میدم ولی محکم نگو برعکس...درضمن منم جای تو بودم دوست قدیمیم رو نمی شناختم.این طبیعت دنیاست

دوست قدیمی قدیمی

منم گفتم دوس قدیمی نه صمیمی.برام جالب بود این همه تغییرات...فک میکردم افکار وعقاید اصلی ادم عوض نمیشه شرمنده رسم ادب رو به جا نیاوردم وخودم رو معرفی نکردم.این کاررو صرف خجالت نکشیدن شما انجام دادم.نخواستم با معرفی خودم یاداور چیزایی بشم که زمانی نداشتنشون رو جزو عقایدتون می دونستید ولی حالا تووبلاگتون جارش میزنید.شرمنده نسیم جون

دوست قدیمی قدیمی

بیخیال من خیلی واضح گفتم که....

رفاقت براي هميشه تعطيل

یک جامعه شناس گفت: «احتمال انتقال ایدز به خصوص از سنین نوجوانی به دلیل ناآگاهی و عدم تجربه و نیز افزایش روابط جنسی میان دختران و پسران می تواند افزایش یابد که بنابراین باید از همین سن نوجوانی اقدام به آموزش در رابطه با این مسئله کرد.» عباس صداقت، رئیس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت گفته است: تا پایان تابستان سال جاری حدود 24 هزار مبتلا به HIV در کشور ثبت و گزارش شده است؛ ولی بر اساس آمار تخمینی در کشور حدود 90 هزار مورد ابتلا وجود دارد: با سلام من با اين موضوع جديد به روز شدم منتظر حضورپررنگ شما دوست عزيز هستم موفق و پايدار مهدي رفاقت براي هميشه تعطيل

هاپوتی

پسرت از مالزی برگشته؟ چشم شما روشن. ببخشید من این کامنت‌ها رو خوندم. از جوابا فهمیدم. وبلاگ من از رونق افتاده. دلم خیلی تنگه. چند روزه میام یه چیزی بنویسم اصلا نمیتونم. نمیدونم چرا دیگه نمیتونم آپ کنم. خیلی فضول شدم. پستای دیگه رو هم با کامنتاش خوندم! شایدم خیلی بی کار شدم!‌شایدم خیلی دلم گرفته. ظهری توی لیست یاهو مسنجرم دنبال یه آدم بی‌کار می‌گشتم. خواستم برم تو چت روم ولی چت رومو پیدا نکردم!!! توی لیست ایمیل یاهو یه آدی قدیمی روشن بود. یه روزی این ای دی رو خودت بهم داده بودی. رفتم تو اون زمونا.یادته؟ 10- 11 سال پیش که تازه وبلاگامونو راه انداخته بودیم برعکس این دوست قدیمی که این کامنتا رو گذاشته به نظر من اصلا فرقت کرده. هنوز یه مامان مهربون و احساستی و در عین حال مقاوم و محکمی. دلم خیلی تنگه. نمیدونم چم شده. اصلا دست و دلم به کاری نمی‌ره. گفتم از دلتنگیم بنویسم شما رو هم تضعیف روحیه کنم [نیشخند][شیطان][گل]