راز جاودانگی

 

در اکنون خود غرق شو

با ثانیه ها لذت ببر

به هم آغوشی تمام رنگ های دنیا برو

گستردگی آسمان بستر تو باشد

ژرفای اقیانوس ظرفیت وجودت

آیینه تو، چشم های خودت

جهانگردی تو، پهناوری ذهنت

در خودت غرق شو که تو اکنون خودی

نهایت زیبایی را با تمام سلول های خودت ببلع

اینست راز جاودانگی 

/ 3 نظر / 31 بازدید
پرومــــته ~ پارســا

با توام باران! بـــبار ... بـــبار و بشـــور و بـــبر ... ببـــــار ... تا از اين كهنه پاره خاكســــتري سرد و نم بار و بي جان دلم برايم چيزي بـــماند به سان آن ابريشـــم نــرم و لغزان و شبرنگ و براقي كه دانه دانه ستاره هايش را بر رويش چــيده بود. ببــــار بر برگهاي گلهاي وجــودم تا از اين نفس خسته و گرفته و خشدار وبغض آلــود برايم چيزي بــــماند به سان آن صداي گرم و مهربان و آرام و عاشقــش كه لحـظه به لـحظه مـــرا به نام مي خواند صدايم مي کـــند صدايش مي کـــنم. ببـــار ببـــار باران برآن که گفت مراکم اما هميشه دوست داشته باش هميشه دوستش مي دارم تا از اين كه نمانده است برايم چيزي بمــاند كه رفـته است باشد که اشکهايم همه صداقتم ، تمام واژه هايم پيشکش دل مهربانــش باشــد . . . . ParSa~

هاپوتی

زندگی زیباست ای زیبا پسند/ زنده اندیشان به زیبایی رسند ... ببخشید تکراری بود. یه بار دیگه هم برا نوشتم ولی خیلی وقت پیش این شعر رو دوست دارم. خیلی سفر مازندران هم خوش بگذره خدا پشت و پناهتون